تبلیغات
دبیرستان امام رضا (ع) منطقه 14 تهران میدان شهید كلاهدوز - آموزش کامل عربی ویژه سال دومی ها/ بخش دوم تا درس 9
دبیرستان امام رضا (ع) منطقه 14 تهران میدان شهید كلاهدوز
ولایت فقیه سنگ‏بناى نظام جمهوری اسلامی است و بر هر فرد لازم است این اصل را خوب بشناسد .
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :محمد خبازی علوی
نظرسنجی
میزان رضایت از وبلاگ مدرسه






چه باحاله این شرح درس عربی سال دوم ......

تمرین درس پنجم
۱ – اعراب کلماتی که زیر آن خط کشیده شده است را مشخص نمائید:
- هُوَ عالمُ الغیبِ و الشّهادة

- ربِّْ جْعلْ هذا لبلدَ آمناً

- هُوَ : اعراب محلی (محلاً مرفوع)
- ربّ جْعَلْ هذا البلدَ آمناً :‌اعراب محلی – محلاً منصوب

۲ – کلماتی که زیر آن خط کشیده شده است چه اعرابی دارد؟
- هوالذی ارسل َ رسوله بالهدی
- یا قومنا اجیبوا داعیَ الله

بالهدی :‌اعراب تقدیری ( مقصور)
داعی الله : منقوص ( منصوب با فتحه)

۳ – کلمه قاضی در جمله زیر قرار دهید و سپس اعراب مناسب آن را مشخص کنید:
- یحکُم …. بما انزلَ اللهُ.

تحکمُ القاضی بما اَنزلَ الله :‌القاضی اسم منقوض است که در دو حالت رفع و جر اعراب تقدیری دارد.

۴- از بین سه کلمه محمود – الاکبرُ هُدی کدام اسم تفضیل است ؟

اکبر اسم تفضیل است
هدی : اسم مقصور

۵- از میان سه کلمه الغنی – الهادی – الراعی کدام المقصور است ؟

الغنی : اسم مقصور
الهادی : اسم منقوص
الراعی : اسم فاعل

۶ – از میان سه کلمه ی فی – یکتُبُِ الفتی کدام مبنی است ؟

فی : مبنی است
یکتُبُ : فعل مضارع و معرب
الفتی : اسم مقصور – اعراب تقدیری

۷ – به فارسی ترجمه کنید : الصبرُ صبْرانِِ صبرٌ علی ما تکْرَهُ و صبْرٌ عمّا تُحبّ

صبر بر دو نوع است . ۱٫ صبر نسبت به آنچه که دوستش نداری دوم صبر برای رسیدن به آن چه که دوستش داری

۸ – در جمله ایاکَ نعبدُ و ایّاکَ نستعین (حمد ۵) اعراب کلمات مشخص شده چیست؟

ضمیر منفصل – منصوب – اعراب آنها محلی است . ضمایر همه اعراب شان محلی است.

اعراب فعل مضارع ۱

قبلاً خواندید که برخی کلمات معرب هستند و برخی مبنی از جمله کلمات مبنی می توان به ضمایر اشاره نمود. بیش تر اسم ها نظیر المعلم – حقٌ – قلمٌ معرب هسند. در مورد فعل ها چه نظری دارید ؟ آیا معرب هستند یا مبنی ؟

فعل ها :

ماضی : مبنی
مضارع : هستند : معرب ( به جز دو صیغه جمع مؤنث)
امر : مبنی

اعراب فعل مضارع سه نوع می باشد

۱٫ مضارع مرفوع
۲٫ مضارع منصوب
۳٫ مضارع مجزوم

۱ – مضارع مرفوع و علامت های آن
فعل مضارع در حالت عادی مرفوع است. صیغه های این فعل عبارتند از :

یکتبُ

تکتبُ

اکتبُ

نکتبُ

یکتبان ِ

تکتبان ِ

یکتبونَ

تکتبونَ

تکتبینَ

آخر این فعل ها ضمه دارد و ضمه علامت رفع است

این فعل ها بعد از ضمایر (( ا – و – ی )) دارای

(( نون اعراب )) هستند و ثبوت نون اعراب نیز علامت رفع است. (( نون اعراب ))علامت فرعی رفع است

پس نتیجه گیری می کنیم که رفع مضارع یکی از دو علامت زیر نشان داده می شود:
اصلی ( _ُ ) یذهبُ – تذهبُ
فرعی « ثبوت نون اعراب» : یذهبانِ – تذهبونَ – تذهبینَ

۲ – مضارع منصوب و علامت های آن

فعل مضارع در حالت عادی مرفوع است ، مگر این که بعد از عوامل خاصی قرار بگیرد.
هر گاه حروفی مثل :
«انْ – لَن – کی – حتّی – کِ»«که – هرگز – تا اینکه – تا – برای ، برای اینکه» قبل از فعل مضارع وارد شوند، فعل مضارع را منصوب می سازند.
مثال :
یذهبُ —> ان یذهَبَ
تذهبُ —> لن تذهبَ
اَذهبُ —> حتی اَذْهبَ
تذهبُ —> لِنذْهبَ
با آمدن حروف ناصبه ، ضمه به فتحه تبدل می شود.
فتحه علامت اصلی نصب است.

یذهبانِ —> انْ یذهبا
تذهبانِ —> لن تذهبا
یذهبونَ —> لن یذهبوا
تذهبونَ —> حتی تذهبوا
تذهبینَ —> لتذْهبی
با آمدن حروف ناصبه علامت رفع «نون اعراب» حذف شد. حذف نون اعراب علامت فرعی نصب است.

حروف ناصبه : به حروفی که با آمدن خود فعل مضارع را منصوب می کنند، حروف ناصبه گفته می شود.

علامت های نصب در فعل مضارع :
۱ – اصلی _َ : اَن یَذْهبَ ، لن تذهَبَ
۲ – فرعی «حذف نون اعراب» : اَن یذْهبا ، لن تذْهبوا

تمرین های درس ششم
۱ – افعال داخل پرانتز را ابتدا به صورت مضارع درآورد و سپس در جای خالی قرار دهید :
- المؤمنون ……فی لأکْلِ و الشُّرب . (هرگز اسراف نمی کنند – اَسرَفَ)

مضارع فعل اسرَفَ از باب افعال است و مضارع این فعل بر وزن یُفعِلُ می باشد.
جواب صحیح : لَنْ یُسرفونَ (چون لن حرف ناصبه است) : لن یُسرفوا جواب می باشد.

۲ – در دسته ی فعل های زیر ، یک فعل با بقیه تفاوت دارد آن را مشخص کنید:
(اَن یُجاهِدَ) / (حتّی تعْلموا) / ( ینظرونَ) / (لَنْ تجلسا)

جواب : ینظرون می باشد. بقیه ی فعل ها حرف ناصبه دارند.

۳ – در جمله زیر فعل مضارع را پیدا کن و اعراب آن را مشخص کنید.
- اَمَرَاللهُ المسلمینَ اَن یتعاوفوا علی البّر و التّقوی.

امرَ الله المسلمین ان یتعارفوا : فعل مضارع با حرف ناصبه آمده و حرف ناصبه و نون مضارع را حذف کرده است – اعراب فرعی = حذف نون اعراب

۴ – ترجمه کنید :
لن تنالوا البّر حتّی تنْفقوا ممّا تُحبّونَ

نکته :
هر گاه اَن – کی – حتی – کِ اول مضارع بیاید ترجمه مثل مضارع التزامی در زبان فارسی است و هر گاه لن اول فعل مضارع بیاید مثل مستقبل منفی فارسی ترجمه می شود. هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آن چه که برای خود دوست دارید انفاق نمایید.

۵ – به فارسی روان ترجمه نمایید:
لا تَصْحَبِ المائق فانّهُ یزیّنُ لکَ فعْله و یودُّ فعْلهُ و یودُّ انَ تکونَ مثلَهُ
لا تصْحَبُ = همنشینی نکن
یودُّ = دوست دارد
المائقُ = احمق

لا تصحب المائق ……..جواب : با آدم احمق هم نشین مباش که او کارش را برای زینت می دهد (کار او برایت الگویی می شود) و دوست دارد که تو هم مثل او باشی.

۶ – کدام عبارت برای معنی آیه مناسب است ؟ کُلوا و اشْربوا و لا تُسرفوا
الف – بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید.
ب – خوردند و آشامیدند و اسراف نکردند.

جواب : بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید (الف)

اعراب فعل مضارع ۲

مضارع مجزوم و علامت های آن :
یادآوری : جهت ساختن فعل نهی از فعل مضارع اینگونه عمل می کنیم :
لا نهی + مضارع : نهی
لا + تحْزَن: لا تحْزَن

با آمدن «لا» ی نهی آخر فعل ساکن می شود که این سکون علامتی برای جزم است.
در حالت فوق به : لا ، حرف ناهیه جازمه و به فعل مضارع ، فعل مضارع مجزوم گفته می شود.
حروف دیگری که مثل «لا» نهی عمل می کنند، عبارتند از : «لم – لمّا – لام امر»

علامت های جزم در فعل مضارع :

جزم مضارع با یکی از دو علامت نشان داده می شود :
اصلی _ ْ لم یذهَبْ – لا تَذهبْ
فرعی «حذف نون اعراب» لم یذهبا ، لا تذهبوا

لم یکتبْ

لما تکتبْ

لنکتبْ

لم یکتبا

لما تکتبی

لیکتبوا

علامت جزم اینها سکون است.

علامت جزم این فعل ها مانند نصب آنهاست.

(فرعی – حذف نون اعراب)

جمله شرطی چیست؟

به جمله ای که وقوع آن مشروط باشد، جمله شرطی گفته می شود.
جملات شرطی ۳ رکن دارد :
۱ – ادوات شرط «اگر»
۲ – فعل شرط « درس بخوانی»
۳ – جواب شرط «موفق می شوی»
همانطوری که می بینید معنی جملات شرطی با یک فعل کامل نمی شود و بیش از یک فعل دارد. حال جمله شرطی در زبان عربی را بیان می کنیم.
انْ تدْرُس، تَنْجحْ

ادوات شرط :

کلماتی که در آغاز جمله های شرطیه می آیند ادوات شرط نامیده می شوند و عبارتند از :
اِنْ ، مَنْ ، ما ، اَیْنَما
اگر، هر که، هرچه، هرجا

کاربرد ادوات شرط:

(اِن تنصروا الله ینصُرْکُم)
(و ما تفعَلو مِنْ خیرٍ یَعْلَمْهُ الله)
مَنْ یزرعْ شرّاً یَحْصُدْ ندامةً .

همان طور که در جملات شرطی بالا می بینید، ادوات شرط از کلمات جازمه ای هستند که دو فعل مضارع بعد از خود را مجزوم می کنند. اولی به عنوان فعل شرط دومی به عنوان جواب شرط.
نکته : اگر فعل شرط یا جواب شرط ماضی باشد کدام یک از دو حالت رخ می دهد؟
ان صبَرْتَ،‌اَدْرَکت بصبرِکَ منازلَ الابرار
- چون ماضی مبنی است حرکت آن تغییر نمی کند بنابراین محلاً مجزوم است.
- چون ماضی معرب است آخر فعل ساکن می شود یعنی مجزوم می شود.

یادآوری :

یکی از موارد جزم فعل مضارع زمانی است که در جواب طلب (امر – نهی و …) بیاید.
اُدُرسْ تنجَحْ :‌درس بخوان تا موفق شوی
فعل طلبی —> جواب طالب

لا تکذِبْ یُحبیْکَ اللهُ . دروغ نگو تا خدا تو را دوست بدارد.
فعل طلبی –> جواب طلب

تمرین های درس هفتم
۱ – در جمله ی اجْتمعَ قومٌ من بنی اسرائیل قومٌ چه نقشی دارد؟
۱٫خبر
۲٫مبتدا
۳٫فاعل
۴٫مفعول به

قوم نقش فاعل دارد در عبارت اجتمع قومٌ

۲ – در عبارت فلّما کتب اللهُ علیهم القتال اعْراضَ کثیرُ منهم و کم یُقاتلوا (مفعول) کدام است؟
۱٫ الله
۲٫ القتال
۳٫ کثیر
۴٫ هم

مفعول القتالَ می باشد.

۳ – لم یُقاتلو در جمله بالا چه اعرابی دارد؟

اعراب فرعی و حذف نون اعراب سایر گزینه ها تقدیری – محلی – اصلی

۴ – اعراب تتغلّبوا چیست؟
فرعی – اصلی – محلی – تقدیری

جواب فرعی

۵- در متن زیر اعراب کلمات مشخص شد. نادرست است. پاسخ درست را مشخص کنید:
خرجَ رجُلٍ ابْنه الی الصحراءُ و هما یُریدانِ ان یَصیدانِ فنزلا عنْدَ رجُلٍ.

رجلُ صحیح می باشد که فاعل و مرفوع است – الی الصحراء مجرور است.
ان یصیدا صحیح می باشد که اَن از ادوات شرط است و باعث حذف نون می شود. اعراب فرعی دارد.

۶ – مَنْ ظلم عبادَ الله کان اللهُ خصْمَه را ترجمه کنید.

هر کس به بندگان خدا ستم کند، خداوند دشمن او می شود (فعل شرط و جواب شرط هر گاه ماضی باشند، معنای مضارع می دهند)

۷ – جای خالی را با کلمه مناسب جایگزین کنید.
حمَن …. مثقالَ ذرّةٍ خیراً یرَهُ (الزلزال ۷)
یعمَلُ – یَعْملْ

جواب یَعْمََل می باشد

معلوم ومجهول

نکته : هر فعلی معمولاً فاعلی دارد. گاه فاعل را می شناسیم. گاه فاعل را نمی شناسیم. فاعل کلمه ای است که کاربرد واقع می شود.
فعل ها از جهت فاعل بر دو نوع هستند:
۱ – فعلی که فاعل آن مشخص است
۲ – فعلی که فاعل و انجام دهنده آن نا مشخص است.

شناسایی مثل مجهول در زبان فارسی :
مجهول : درس داده می شود : معلم درس می دهد.
مجهول : نهالی کاشته شد : باغبان نهالی کاشت.
با توجه به مثال فوق متوجه می شوید که می توان در زبان فارسی فعل ها را با فعل کمکی شدن مجهول نمود.

روش مجهول نمدن فعل در زبان عربی :

۱ – ماضی :‌عین الفعل را کسره می دهیم . حروف متحرک ماقبل را مضموم می کنیم .
مثال :‌خلقَ :‌آفرید مجهول آن می شود.
خُلِقَ :‌آفریده شد.

۲ – مضارع : عین الفعل را فتحه می دهیم – فقط حرف مضارعه را مضموم می کنیم.
مثال :‌یَخْلُقُ : می آفریند. مجهول آن یُخْلَقُ (آفرید می شود)
فعل مجهول فعلی است که فاعل آن مجهول است و در جمله وجود ندارد و با حذف فاعل جمله ناقص می شود و به نایت فاعل نیاز داریم.

بنابراین برای مجهول کردن یک جمله مراحل زیر به ترتیب انجام می شود.

۱ – حذف فاعل مثال :
غَرَس الفلاحُ شجرةَ فی الحدیقةِ —> (فعل – فاعل – مفعول به – جارومجرور)

۲ – تعیین نایب فاعل : مفعول به ، به عنوان نایب فاعل در جای فاعل قرار گرفته مرفعو می شود. که جمله بالا به این صورت نوشته می شود :
غَرَس شجرةٌ فی الحدیقةِ .
۳ – تغییر حرکات و صیغه فعل : حرکات فعل متناسب با ماضی و یا مضارع بودن آن تغییر می کند و از نظر مذکر و مؤنث بودن با نایب فاعل مطابقت می کند. مثال بالا:
غُرسَتْ شجرةُ فی الحدیقةِ .—> (فعل مبنی مجهول – نائب فاعل – جار و مجرور)

چرا به مفعول به ، نایب فاعل می گویند؟

چون پس از حذف فاعل، مفعول به جای آن را می گیرد – اعراب آن مرفوع می شود و فعل مجهول از نظر مذکر و مؤنث بودن تابع مفعول (نایب فاعل می شود) به همین دلیل به آن نایب فاعل می گوئیم.
نایب فاعل از نظر نوع هم مانند فاعل است .

انواع نایب فاعل :

۱- اسم ظاهر مثال : کُتِبَ الدّرسُ
۲- ضمیر بارز مثال : الاعداءُ قُتلوا فی الحربِ
۳- ضمیر مستتر مثال : الصدیقُ یُعْرَفُ عندالشدائد (هو)

تمرین درس هشتم
۱ – جواب بدهید :
- اعراب نایب فاعل چیست ؟
- حرکت عین الفعل در مضارع مجهول چیست؟
- حرکت حرف اول مجهول چیست؟

- اعراب نایب فاعل : مرفوع است.
حرکت عین الفعل در مضارع مجهول : فتحه است.
- حرکت حرف اول فعل مجهول : ضمه است.

۲ – جای خالی را با فعل مناسب از نظر اعراب پر کنید:
- ……..المؤمنون َ ببدرٍ . (نُصِرَ – نُصَرَ)
- ……. الشُهداءُ فی سبیل الله ِ (قُتِلَ – یَقْتُلُ )

……المؤمنون ببدرٍ (یضرَ – نُصَرَ) جواب نُصِرَ
……الشهداءَ فی سبیل ( قُتلَ – یقتُلُ ) جواب قُتلَ

۳ – مجهول کنید :
یَقرَأُ الطّالبُ القرآنَ کلّ صباحٍ.

جواب : یُقرأَُ القرآنُ کلَّ صباحٍ – طالب هر روز صبح قرآن می خواند.
القرآنٌ (نایب فاعل – مرفوع)

۴ – ترجمه کنید:
- تُصدّرُ بعضُ المُنتجاتِ الایرانیة الی خارج البلاد.
- و اذا قریَ القرآنُ فاسْتمعوا له و اَنْصِتوا لعلّکُم تُرحمونَ.

تصدّرُ بعضُ ……. بعضی از فرآورده های ایرانی به خارج صادر می شوند.
و اذا قری : و هنگامی که قرآن خوانده می شود به آن گوش دهید و ساکت باشید شاید که مورد رحمت خداوند قرار گیرید.

۵ – فعل معلوم و مجهول را در آیه های زیر مشخص کنید :
- اتّبعوا ما اُنزلَ الیکُم مَنْ ربّکُمْ ( الاعراف – ۳)
- جعَلَ اللهُ الکعبة البیْتَ الحرامَ قیاماً للنّاس (مائده ۹۷)
- و اطیعواللهَ و الرّسولَ لعلّکُمْ تُرحمون (آل عمران – ۱۳۲)

اتبعوا : معلوم
تُرحمون : مجهول
اطیعوا : معلوم
جعلَ : معلوم
اُنزِلَ : مجهول

تمرین

اسامی زیر (در قسمت الف) هر کدام با حالت های ذکر شده در قسمت ب ارتباط دارد. آن ها را مشخص کنید .
الف –
الراعی – لَمْ – اُنزِلَ – زعْزَع
غفّار – انْ – مفتاح – یَسمَعْنَ
مکتوب – یکتبانِ – اِنْ – مدرستی
أخوکَ – اَلْفَتی – مساجد

ب –
اسم ممنوع من الصرف – حرف جازم فعل – اسم مفعول
اسم آلت – حروف ناصب – اسم منقوص
فعل مضارع معرب – حرف شرط – فعل مضارع مبنی
اسم مقصور – اسم مبالغه – معرّفه بالاضافه
فعل مجهول – رباعی مجرد

برای مثال مکتوب در قسمت الف اسم مفعول در قسمت ب است.

الراعی : اسم منقوص
یَسْمَعن : فعل مضارع مبنی
غفار : اسم مبالغه
مدرستی : معرفه به الاضافه مکتوب : اسم مفعول
اخوک : اسماء خمسه
لَمْ : از حروف جازم فعل
اَنْ : از حروف ناصبه
یکتُبانِ : فعل مضارع معرب
الْفتی : اسم مقصور
اُنزلَ : فعل مجهول
مفتاح : اسم آلت
اِن : ادوات شرط – یا حرف شرط)
مساجد : اسم غیرمنصرف
زعزَعْ : رباعی

۲ – کدام جمله ها غلط است. کدام جمله ها صحیح است؟
۱٫ تکلّموا تُعْرَفوا
۲٫ المنافقُ لَن یَنْجَحُ ابداً
۳٫ دخلْتُ فی مساجد
۴٫ مَنْ یزْرعُ خیراً یَحْصُدْ خیراً

۱) درست است تکلّموا تُعرفوا
۲) لن یَنجَح َ صحیح است . چون لن از حروف ناصبه است. ضمه به فتحه تبدیل می شود.
۳) دخلتُ فی مساجدِ صحیح است . اسم غیرمنصرف اگر مضاف واقع می شود می تواند کسره را بپذیرد.
۴) یزرعُ نادرست است چون قبل از آن حرف شرط آمده باید مَنْ یَزرعْ نوشته شود مَنْ (کلمه ی جازمه)

۳ – ترجمه کنید:
الرئاءُ شرْکٌ و مجالسةُ اَهْلِ الهوی منْساةٌ لایمان ِ – جانبوا الکذبَ فانّهُ مجانبٌ لایمانِ ، جانبوا الکذبَ فانّهُ مُجانبٌ لایمانِ ، و لا تحاسَدُوا فانّ الحسد یاْکُل الایمانَ کما تأکلُ النّارُ الحطَبَ.
الرئاء :‌ریاکاری
منساة : مایه فراموشی – فراموشی
الحَطَب :‌هیزم
لا تحاسَدوا : به یکدیگر حسد نورزید
جانبوا : دوری کنید

ریاکاری شرک است و هم نشینی بااهل هوی و هوس مایه ی فراموشی ایمان است. از دروغ دوری کنید که دروغ ایمان را دور می کند. به یکدیگر حسد نورزید که حسادت ایمان را از بین می برد. همان طور که آتش هیزم را از بین می برد. (آتش هیزم می سوزاند و حسد ایمان را)

عدد (العدد)

پیشرفت انسان روز به روز بر اهمیت اعداد در زندگی افزوده است. برای آشنایی با اعداد در عربی به جدول زیر توجه نمائید:

عدد

واحد

اثنان

ثلاثه

اربعه

خمسه

سته

سبعه

ثمانیه

تسعه

عشره

هم

خانواده

احد

موحد

مثنی

ثانیا

ثلث

مثلث

ربع

مربع

خامس

خمس

سادس

مسدس

اسبوع

سابع

ثامن

مثمن

تاسع

تاسوعاء

اعشار

عاشوراء

شماره

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

می خواهیم شما را با اعداد ۱ تا ۱۲ آشنا کنیم. و می دانیم در زبان عربی مذکر و مؤنث بودن کاربردی وسیع دارد. اعداد نیز از این قانون مستثنی نیستند و در صورت مذکر و مؤنث بودن به کار می روند.

۱و۲

عدد

مذکر

مونث

۱

واحد

واحدة

۲

اثنان

اثنین

اثنتان

اثنتین

۳ تا ۱۰

عدد

مذکر

مونث

۳

ثلاث

ثلاثه

۴

اربع

اربعه

۵

خمس

خمسه

۶

ست

سته

۷

سبع

سبعه

۸

ثمانی

ثمانیه

۹

تسع

تسعه

۱۰

عشر

عشره

اعداد ۱ تا ۱۰ که از یک جزء ساخته شده اند عدد مفرد گفته می شود

۱۱ و ۱۲

عدد

مذکر

مونث

۱۱

احد عشر

احدی عشره

۱۲

اثنا عشر

اثنی عشر

اثنتا عشر

اثنتی عشر

اعداد ۱۱ و ۱۲ از دو جزء تشیل شده اند که به آنها عدد مرکب گفته می شود. معدود :

به کلماتی که شمرده می شوند معدود گفته می شود. معدود بر وزن مفعول و به معنای شمرده شده است.
یک سال دوازده ماه دارد.
(عدد) (معدود) ( عدد) (معدود)

مثال اعداد از قرآن کریم:

و الهکم الهٌ واحدٌ :‌معبودتان یک خداست (البقره ۱۶۳)

نکته راجع به عدد ۱و۲
هر اسم مفردی بر یک بودن دلالت می کند و هر مثنایی بر «دو» بودن دلالت می کند. لذا این دو عدد یک و دو را می توان پس از اسم مفرد یا مثنی برای تأکید کردن آورد.
مثال :
قرأتُ کتاباً واحداً (مذکر)
قرأتُ مجلّةً واحدةً (مؤنث)
مثال هذانِ کتابانِ اثنانِ
هاتانِ مجلّتانِ اثنتانِ

اما اعداد از ۳ تا ۱۰
همراه معدود به کار می روند. این اعداد برعکس معدود خود به کار می روند. یعنی برای معدود مذکر با «تاء» و برای معدود مؤنث بدون «تاء» استفاده می شوند. نقش: متناسب با نیاز جمله
شرایط معدود: جمع ومجرور
کاربرد عدد با معدود مذکر:
قراتُ ثلاثةَ کتبٍ
قراتُ ارْبعةَ کُتبٍ
قرأتُ خمسةَ کُتبٍ
قرأتُ ستة کُتبٍ
قرأتُ سبعةَ کُتبٍ
قرأتُ ثمانیةَ کُتبٍ
قرأتُ تسْعةَ کُتبٍ
قرأتُ عشْرةَ کتبٍ

کاربرد عدد با معدود مؤنث:
قرأتُ ثلاثَ مجلاّتٍ
قراتُ اربْع مجلاتٍ
قرآتُ خمسَ مجلاتٍ
قرأتُ ستّ مجلاتٍ
قرأتُ سبْعَ مجلاتٍ
قراتُ ثمانیَ مجلاتٍ
قراتُ تسعَ مجلاتٍ
قرأتُ عشْرَ مجلاّتٍ

شرایط عدد ۱۱ , ۱۲

شرایط عدد ۱۱:
برای معدود مذکر :
احدَ عشَرَ
برای معدود مؤنث اِحْدی عشرةِ (هر دو جزء مبنی برفتح)
شرایط معدود:مفرد ومنصوب
کاربرد عدد با معدود مذکر: قرأتُ احدَ عشرَکتاباً
کاربرد عدد با معدود مؤنث:قراتُ احْدی عشرةَ مجلّةً

شرایط عدد ۱۲:
برای معدود مذکر: اثنا عشرَ – اثنی عشر
شرایط معدود: مفردومنصوب
کاربردعددبامعدودمذکر:هُنا اثنا عشرَ کتاباً
کاربردعددبامعدودمؤنث:هُنا اثنتا عشْرةَ مجلّةً
برای معدودمؤنث:اثنتا عشْرةَ اثنتی عشْرةً
(جزء دوم مبنی برفتح)
شرایط معدود: مفردومنصوب
کاربردعددبامعدودمذکر:قرأتُ اثنی عشَر کتاباً
کاربردعددبامعدودمؤنث:قرأتُ اثْنتی عشْرةَ مجلّةً

سؤال : وظیفه اعداد در ساختار جمله چیست و چه سهمی در ساختن آن دارند؟

جواب : عدد هم به عنوان عضوی از اعضای جمله نقش پذیرفته و انجام وظیفه می کند.
مثال :
خرجَ الطّلابُ من البیتِ.
خرَجَ ارْبعةُ طلاّبٍ من البیتِ .

رأیتُ الطّلابَ فی المدرسة .
رأیتُ ارْبعةَ طلاّبٍ فی المدرسة .

سلّمتُ علی الطلاّبِ.
سلّمتُ علی ارْبعةِ طلابٍ.

اعراب اعداد

۱و ۲ از جهت اعراب تابع ماقبل است :
هذا قلمُ واحدُ .
قرأتُ مجلتینِ اثنتینِ .

۳ تا ۱۰ متناسب نیاز جمله نقش می گیرد و می تواند مرفوع یا منصوب و یا مجرور شود مانند :
حضرَ ثلاثةُ معلّمین و ثلاثُ معلّماتٍ – رأیتُ ثلاثة معلّمینَ و ثلاثَ معلّماتٍ.

۱۱ متناسب نیاز جمله نقش پذیرفته اما هر دو جزء آن مبنی بر فتح است. لذا اعراب آن در هر سه حالت محلی است.
حضَر احدَ عشرَ فلاّحاً .
رأیْتُ احدَ عشَرَ فلاّحاً .
سلّمْتُ علی احدَ عشرَ فلاّحاً.

۱۲ متناسب با نیاز جمله نقش می پذیرد. اما جزء اول «معرب» و جزء دوم مبنی بر فتح است.
جاء اثنا عشرَ طالباً .
رأیت اثنتی عشْرةَ طالبةً .
سلّمْتُ علی اثنتی عشْرةَ .
معلّماً و اثْنتی عشْرةََ معلّمةً .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 دی 1390
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

خطاطی نستعلیق آنلاین